لطيفة فاجعهبارِ ايران
Translation by Mansoor
از: راجر كوهن، نيويورك تايمز 21/7/2009
اجازه دهيد اين را از مارتين ايميس Martin Amis، داستاننويس انگليسي، نقل قول كنم كه در بارﮤ ايران در روزنامة گاردين نوشت: «ايران يكي از اعاظم تمدّنهاي جهان است: در مقابل آن، چين مثل بالغي جوان و آمريكا چون يك نوجوان مينمايند.»
ايرانيها، كه بر اين تاريخ آگاهند، مردمي با عزّّتند. از بازي دادهشدن خوششان نميآيد؛ از ديدنِ مضحكهشدنِ ميهنشان نيز. خاطرﮤ مبارزهاي انتخاباتي را كه اكنون ديگر نمايش خالص، و جلوﮤ هوسِ ساديستيِ يك عروسكگردان به نظر ميآيد نميپسندند.
بنابراين سطري را كه من از خطابة نماز جمعة علياكبر هاشمي رفسنجاني ــ رئيسجمهور دو دورهايِ سابق كه عقيده دارد آيندﮤ جمهوري اسلامي بستگي دارد به سازش بهجاي تقابلِ بيپايان ــ بيرون ميكشم اين است:«نبايد اجازه دهيم دشمنانمان به ما بخندند كه مردم خودمانرا زنداني كردهايم.».
از 22 خرداد به بعد، فاجعه زياد بوده است ــ دهها كشته، هزاران بازداشتي، ضربوشتمِ بيگناهانِ بيشمار ــ و اميدوارم اگر بگويم كه چيزهاي خندهداري نيز رخ داده، خفيفسازيِ هيچيك از آن فاجعهها نباشد.
كدام رئيسجمهوري «پيروزي» با رأيِ دوسوّمي را با سركوبي هجمهوار جشن ميگيرد؟ كدام ملّتِ با عزّتنفسي به خيابان آمدنِ سه ميليون معترض را كه يقين دارند رأيشان دزديده شده است به صهيونيستها، رسانههاي «شيطان» ومزدورانِ انگليس نسبت ميدهد؟ (سفيرِ پيشينِ انگليس در ايران ژانوية گذشته با لبخند به من گفت كه تهران جاي جالبي براي مأموريت است، «زيرا يكي از جاهاي بسيار معدودِ باقيمانده در جهان است كه مردم هنوز باور دارند ما انگليسيها نفوذي داريم!»)
كدامگونه كشوري صدها خبرنگار را به نظارﮤ انتخابات دعوت ميكند تا بعد فقط همه را بيرون بياندازد؟ كدام سركردﮤ انقلابييي دعوت به «اخلاق» و «مردمسالاري ديني» را با دادنِ اجازﮤ كتكزدنِ زنان به اشرارِ لباس شخصي پيش ميبرد؟
چه بايد انديشيد دربارﮤ رهبر معظّمي كه نتيجة يك انتخابات را الهي مينامد، و سپس ميگويد سوآلهايي هست كه بايد توسّط شورايي نظارتي تعيين تكليف شوند، و بعد نتيجة بازشماري را پيش از پايانِ آن به همان شورا ميگويد؟
ايران كشوري «پيزوري» (Banana Republic) نيست. رويدادهاي از شب 22 خرداد به بعد يك ميانپردة شرمآور بودهاند. ايرانيها اين زشتيها و كراهتها را هضم نكردهاند.
نه، ايران كشوري پيزوري نيست. ملّتي است 75 ميليوني، چشموگوشباز و فرهيخته. مدّعيِ نقشي با اهميّت در امورِ جهان است. سرزمين شاعراني است كه ميدانستند چگونه امور اخروي و دنيوي را با هم بياميزند و همواره انديشة اين را كه حقيقت چنان مطلق باشد كه نقضش نتوان كرد به خنده گرفتهاند.
ايران يك جمهوري اسلامي است و ، بهقول رفسنجاني، «اگر جنبههاي اسلامي و جمهوري انقلاب را حفظ نكنيم، يعني اصول انقلاب را فراموش كردهايم.»
براي رعايتِ اين دو جنبه ــ جنبههاي روحاني و جمهوري يا مردمي ــ بهايي كه ]طبق قانون ايران[ آيتالله علي خامنهاي بايد در ازاي قدرتِ تمامعمريِ خود بپردازد عبارت است از برگزاريِ چهار سال يكبارِ انتخاباتِ رياست جمهور، ]رهبر[ نميتواند او را از مسند بر كنار كند امّا بايد در مورد اعمال او اطّلاعرساني كند.از آنجا كه خامنهاي اين اصل را زير پا گذاشت و خواستِ مردم را نديده گرفت، اوست كه بحرانِ مورد اشارة رفسنجاني را ايجاد كرده است.
اين بحران بهسرعت فرو نخواهد نشست. ايرانيها عقيده دارند عروسكگردان بايد تاواني براي نمايشي چنين ناشيانه بپردازد. در درونِ نظامِ انقلاب و در درونِ جامعه، تركها به شكاف تبديل شدهاند. رئيسجمهور احمدينژاد اكنون تفرقهانگيزترين شخصيت در سيسالِ جمهوري اسلامي است.
رفسنجاني گفته است:«اگر اين انتخابات با مشكلات مواجه نشده بود، ميتوانستيم بهترين قدم را در تاريخ جمهوري اسلامي برداريم.»
مبارزات انتخاباتي از روراستي و سعّة صدري نمونه برخوردار بود. حاميان احمدينژاد و ميرحسين موسوي (كانديداي اصلاحطلب) بدون حادثهيي به خيابانها ميآمدند. موسوي، با صلاحيت و امتيازهاي انقلابيِ بيترديدش، نفسِ نمادِ تغييرِ فارغ از تهديد بود. امّا جناحي تندرو در اطراف خامنهاي، يعني احمدينژاد و سپاه پاسداران انقلاب، احساس تهديد كردند ــ نسبت به قدرت، ثروت و جهانبينيشان. آنان به چيزي كه رفسنجاني معتقد است عقيده ندارند: گزينهاي چون چين براي ايران، يعني امكانِ عادي سازيِ روابط با آمريكا و حفظ نظام.
در حاليكه رفسنجاني خطبه ميگفت، احمدينژاد در مشهد سخنراني داشت. به گفتة او،«بهمحضي كه دولت جديد تشكيل شود، با قدرتي دهبرابرِ غرب وارد نظم جهاني خواهد شد و غرب راازرهبري جهان پايين خواهد كشيد.».
همين مطلب را من از اين رئيسجمهور، باز و باز و باز، طيّ يك كنفرانس خبري سهساعته كه دو روز بعد از انتخابات برگزار شده بود شنيدم. او ابتلاي بيمارگونهاي دارد. رفسنجاني تنها كسي نيست كه عقيده دارد اين ابتلا خطرناك است.
در ايران نوعي مبارزة جانشيني آغاز شده است. رفسنجانيِ 74 ساله به چالشِ خامنهايِ 70 ساله برخاسته است. محمّد خاتمي، رئيس جمهور اصلاحطلبِ سابق نيز، كه روز يكشنبه ]24 تير[ خواهانِ برگزاريِ همهپرسي در مورد مشروعيتِ انتخابات شد، به چالش آمده است. اين دو ميگويند ايران ملّتي بزرگ و باعزّت است: زندانها را بگشاييد، مطبوعات را آزاد بگذاريد، بحث و مناظره را روا داريد، از نهادهايمان مضحكه نسازيد. آنان تأكيد دارند كه اين تنها قالب براي وفاداري به انقلاب است.
اين، همچنين، تنها اقدامِ شايستة ملّتِ هزارههاست. لطيفه زشتتر از آن بوده است كه بتوان آن را برتافت.


No comments:
Post a Comment